سخنرانی سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا در همایش شناخت ایران در رم
سخنرانی سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا در همایش شناخت ایران در رم
.
بسمه تعالی
سخنرانی سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا در همایش "شناخت ایران" در رم
https://x.com/iraninitaly/status/2053192351405772878?s=46&t=dmm89F4xmeLbj4Jk3u826A
آقایان و خانمها،
از اینکه فرصتی پیش آمد تا در این جمع فرهیخته و صاحبنظر حضور یافته و گفتگویی با شما عزیزان داشته باشم بسیار مفتخرم. در ابتدا لازم میدانم از دست اندرکاران این همایش بویژه ...... تشکر و قدردانی نمایم.
ایران یکی از بزرگترین کشورها و مهمترین کانونهای ژئوپلیتیکی جهان به شمار میآید؛ سرزمینی که موقعیت جغرافیایی ممتاز، منابع عظیم انرژی، پیشینه و تداوم تاریخی عمیق، ظرفیت انسانی، توان نظامی و نفوذ فرهنگی آن، همواره توجه قدرتهای بزرگ را به خود معطوف کرده است. بسیاری از فشارها، رقابتها و حتی دشمنیهایی که در طول دهههای اخیر علیه ایران شکل گرفتهاند، صرفاً با اختلافات سیاسی جاری قابل توضیح نیستند؛ بلکه باید آنها را در چارچوب منطق «ژئوپلیتیک قدرت» و رقابت بر سر نفوذ و کنترل مناطق راهبردی جهان و تلاش جهت از بین بردن استقلال کشورها تحلیل کرد.
ایران در قلب منطقهای قرار گرفته که سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا را به یکدیگر پیوند میدهد. چنین جایگاهی، ایران را به چهارراهی راهبردی بدل کرده است؛ کشوری که نفوذ بر آن میتواند مسیرهای تجارت جهانی، کریدورهای انرژی و توازن قدرت منطقهای را تحت تأثیر مستقیم قرار دهد.
در این میان، انرژی یکی از اساسیترین دلایل اهمیت ایران در معادلات جهانی است. ایران با برخورداری از یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان و همچنین اشراف بر خلیج فارس و تنگه هرمز، گذرگاهی که بخش قابلتوجهی از انرژی جهان از آن عبور میکند، نقشی تعیینکننده در امنیت انرژی بینالمللی دارد. جمهوری اسلامی ایران تا قبل از تجاوز اخیر مسئولیت خود را در این موضوع ایفا نموده و ضامن امنیت کشتیرانی و انتقال انرژی در خلیج فارس بوده است؛ هرگونه تنش یا بیثباتی در این منطقه میتواند پیامدهایی گسترده بر اقتصاد جهانی بر جای بگذارد. همچنانکه شما شاهد آن در این جنگ ظالمانه و غیرمشروع آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران هستید.
با این حال، اهمیت ایران تنها به منابع انرژی محدود نمیشود. ایران از منظر تمدنی نیز بازیگری متفاوت در منطقه محسوب میشود. برخلاف بسیاری از کشورهای خاورمیانه که مرزهای کنونی آنها محصول تحولات سیاسی قرن بیستم است، ایران دارای هویتی تاریخی و تمدنی چند هزار ساله و تداومیکمنظیر در ساختار فرهنگی و ملی خود است. همین تداوم تاریخی، به ایران نوعی «عمق استراتژیک فرهنگی» بخشیده که در سیاست منطقهای آن نیز بازتاب یافته است. نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران در بخشهایی از غرب آسیا، قفقاز و آسیای مرکزی، همواره برای قدرتهای رقیب موضوعی مهم و حساس بوده است.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران وارد مرحلهای تازه شد. جمهوری اسلامیبا شعار استقلال از بلوکهای قدرت جهانی شکل گرفت؛ از همان زمان، بهدلیل تعقیب استقلال از قدرتهای بزرگ و نواستعماری، روابط بسیاری از قدرتهای غربی، بهویژه ایالات متحده، با ایران وارد مرحلهای از تقابل شد؛ تقابلی که صرفاً ماهیتی ایدئولوژیک نداشت، بلکه با رقابت بر سر نفوذ سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه و از بین بردن اراده کشورهای مستقل نیز گره خورده بود.
تحولات سالهای اخیر، اهمیت ایران را بیش از پیش آشکار کرده است. در شرایطی که جهان بهتدریج به سوی نظمی چندقطبی حرکت میکند و رقابت میان قدرتهایی چون چین، روسیه و ایالات متحده شدت گرفته، ایران به یکی از بازیگران کلیدی این رقابت تبدیل شده است. حضور ایران در پروژههای مهمی همچون کریدورهای ترانزیتی شمال ـ جنوب و طرحهای اتصال شرق به غرب، میتواند در آینده ژئوپلیتیک و تجارت اوراسیا نقشی تعیینکننده ایفا کند. این موضوع در راستای منافع ایران و همچنین شهروندان کشورهای آسیایی و اروپایی قرار دارد. اما موانعی در این جهت به رهبری آمریکا ایجاد شده است.
اهمیت ایران در معادلات جهانی، تنها به جغرافیا و انرژی محدود نمیشود؛ بلکه ظرفیتهای انسانی، علمی، صنعتی و فناورانه این کشور نیز در شکلگیری این جایگاه نقش اساسی دارند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر ایران بتواند ظرفیتهای داخلی خود را با ثبات اقتصادی و توسعه پایدار پیوند دهد، این کشور توان تبدیل شدن به یکی از قدرتهای مهم دنیا را خواهد داشت. همین موضوع، عامل و انگیزه تلاش دیگران در پیگیری ایرانهراسی با ارائه تصاویر نادرست در افکار عمومی جهان و ایجاد بیثباتی در داخل ایران شده است. اعترافهای اخیر مقامات آمریکایی و صهیونیستی در ارسال سلاح برای به خشونت کشیده شدن شورشها در ایران برای همگان آشکار است.
یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ایران، سرمایه انسانی آن است. چنین سرمایهای موجب شده ایران برخلاف بسیاری از اقتصادهای نفتی منطقه، وابستگی کمتری به نیروی کار خارجی داشته باشد. همین توان داخلی سبب شده حتی در سالهای تحریم نیز بسیاری از زیرساختهای علمی و صنعتی کشور فعال باقی بمانند.
در حوزه علم و فناوری نیز ایران طی دو دهه گذشته رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است. ایران در برخی شاخصهای علمی منطقه جایگاه برجستهای دارد و در حوزههایی همچون فناوری نانو، در شمار کشورهای فعال جهان قرار گرفته است. این پیشرفتها، بهویژه در شرایط تحریم، از منظر سیاسی و ژئوپلیتیکی اهمیتی دوچندان دارند؛ زیرا نشان میدهند توان علمی و صنعتی ایران صرفاً وابسته به خارج نیست.
در عرصه نظامی و دفاعی نیز ایران طی سالهای اخیر به سمت خودکفایی نسبی حرکت کرده است. توسعه صنایع موشکی، پهپادی و سامانههای پدافندی، ایران را به یکی از قدرتهای نظامی مهم منطقه تبدیل کرده است. مواجهه با تجاوزات، حملات تروریستی، عملیاتهای نظامی و ضرورت تامین امنیت شهروندان و حفظ تمامیت ارضی کشور عامل و انگیزه اصلی در پیشرفتهای نظامیبوده است. در واقع این توان دفاعی از نگاه ایران ابزاری برای بازدارندگی محسوب میشود. ایران در 200 سال اخیر هیچگاه آغازگر جنگ علیه کشورهای دیگر نبوده است اما طی دهههای اخیر با تقویت توان دفاعی، به مقابله موثر با تجاوزات پرداخته است.
اقتصاد ایران نیز، با وجود مشکلات ساختاری و فشار تحریمها، همچنان از ظرفیتهای گستردهای برخوردار است. ایران تنها کشوری نفتی نیست؛ بلکه منابع عظیم معدنی، ظرفیتهای کشاورزی، صنایع متنوع و موقعیتی ممتاز در حوزه ترانزیت بینالمللی دارد. کشوری که میتواند حلقه اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و اروپا باشد. در سالهای اخیر، توسعه بنادر جنوبی، گسترش خطوط راهآهن بینالمللی، سرمایهگذاری در صنایع پتروشیمی و افزایش ظرفیت پالایشگاهی، بخشی از تلاش ایران برای کاهش وابستگی به خامفروشی و حرکت به سوی صنعتیشدن بوده است. همچنین رشد شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها نشان داده که اقتصاد ایران، با وجود فشارهای خارجی، همچنان از ظرفیت تحول دیجیتال و نوآوری برخوردار است.
با توجه به چنین ظرفیتهایی در حوزههای مختلف، ایران میتواند به قدرتی مستقل و اثرگذار تبدیل شود و این مساله و دلیل اصلی فشارها و تجاوزات اخیر دیگران به رهبری آمریکا علیه ایران بوده است. زیرا قدرتهای بزرگ همواره نسبت به ظهور بازیگران مستقل حساس بودهاند؛ بهویژه زمانی که آن بازیگر در منطقهای حیاتی چون غرب آسیا قرار داشته باشد. در واقع، تعقیب منافع ملی و امنیت شهروندان بهعنوان مولفه اصلی تعیین کننده سیاستهای ایران، مطلوب آمریکا و همسو با منافع آن برداشت نشده و باعث اعمال فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی مختلف علیه ما شده است.
از این منظر، برخلاف شعارهای ایرانهراسانه غیرواقعی و سیاستهای اعلام شده، فشارها و تحریمهای خارجی علیه ایران، تنها با هدف مهار برنامههای نظامی این کشور اعمال نشدهاند، بلکه بخشی از آنها برای محدود کردن اراده مستقل آن در کنار ظرفیتهای بلندمدت اقتصادی، علمی و فناورانه ایران طراحی شدهاند.
در شرایطی که علیرغم دههها فشار و تحریم، جمهوری اسلامی ایران مسیر و اراده مستقل خود را در سیاست خارجی حفظ کرده و از ظرفیتهای ژئوپلتیک و انسانی در این مسیر بهره برده است، آمریکا و متحدان آن علیرغم تحریمهای نامشروع و غیرقانونی و فشارهای مختلف نتوانستند این کشور را زیرسلطه قرار دهند. بر همین اساس و با توجه به شکست این پروژه، جنگ روانی علیه ایران و در مرحله پایانی، تجاوز نظامی از سوی دشمنان اتخاذ شد. در این چارچوب، طی سالهای اخیر پروژه ایرانهراسی و ارائه تصویر تهدیدآمیز از ایران بهدلیل عدم پیروی ایران از غرب، به محور اصلی رسانهها و مواضع کشورهای غربی تبدیل شده است. این رویکرد با تهدیدانگاری از ایران در موضوعات مختلف هستهای، موشکی و حتی نفوذ فرهنگی همچنان ادامه دارد.
با ایستادگی ایران در مقابل فشارها و حفظ استقلال آن و ناکارآمد بودن این ابزارها، آمریکا ناچار شده به تجاوز نظامی آشکار روی آورده و علیرغم مخالفتهای جهانی و با نقض آشکار حقوق بینالملل، به اقدام نظامیبرای تسلیم ایران و تحمیل نفوذ خود روی آورد. این در حالی است که قبل از دو تجاوز اخیر در سالهای 2025 و 2026، ایران حسن نیت خود را با ورود به مذاکرات نشان داد، اما طرف آمریکایی و اسرائیلی، در میانه مذاکرات به دیپلماسی خیانت کردند.
در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران به مقاومت خود در مقابله با تجاوز غیرقانونی و نامشروع آمریکایی- صهیونیستی ادامه داده و با تکیه بر انسجام داخلی، اراده مستقل، توانمندیهای دفاعی و موقعیت ژئوپلتیک موفق به تحمیل شکشت به دو رژیم متجاوز در دستیابی به اهداف آنها در طی دو جنگ اخیر شد.
اکنون ایران در موقعیتی خاص و ممتاز قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران در عین توجه به ظرفیتهای ژئوپلتیک، پیشرفتهای دفاعی و علمی و پشتوانه مردمی، آمادگی خود برای دفاع از منافع ملی و استقلال خود را حفظ نموده و در عین حال، حسن نیت خود را برای بازگشت به مسیر دیپلماسی برای کسب توافقی عادلانه اعلام کرده است. در صورت درس گرفتن متجاوزان از ناکامیهای اخیر و بازگشت به مسیر دیپلماسی و برقراری صلح، ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران علاوه بر در اولویت قراردادن منافع شهروندان خود، میتواند فرصتها و منافعی برای کشورهای دیگر فراهم نماید.